سه شنبه 1388/03/12
وای!
بعد از ۴ ماه ه پست میدم!
در واقع مشغول فعالیت در سایت بسیار باحال
http://www.forum1.free-offline.com
بودم و هستم ، آخیش!
سه شنبه 1388/03/12
وای!
بعد از ۴ ماه ه پست میدم!
در واقع مشغول فعالیت در سایت بسیار باحال
http://www.forum1.free-offline.com
بودم و هستم ، آخیش!
سه شنبه 1388/03/12
وای!
بعد از ۴ ماه ه پست میدم!
در واقع مشغول فعالیت در سایت بسیار باحال
http://www.forum1.free-offline.com
بودم و هستم ، آخیش!
جمعه 1387/11/25
داستانی برای شنیدن
سلام ، یه داستان کوتاه میذارم ، حتما بخونید:
She cooked for students & teachers to support the family.
There was this one day during elementary school where my mom
came to say hello to me.
I was so embarrassed. How could she do this to me?
I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"
So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make
me a laughing stock, why don't you just die?!!!"
My mom did not respond...
I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
I was oblivious to her feelings.
I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.
I was happy with my life, my kids and the comforts
Then one day, my mother came to visit me.
She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.
When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.
I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"
And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.
One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .
So I lied to my wife that I was going on a business trip.
After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.
My neighbors said that she is died.
I did not shed a single tear.
They handed me a letter that she had wanted me to have.
"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.
I was so glad when I heard you were coming for the reunion.
But I may not be able to even get out of bed to see you.
I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.
You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.
As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.
So I gave you mine.
I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
With my love to you,
پنجشنبه 1387/10/05
سلام!
درود! خلاصه بعد از ۱ ماه ۲ روز مونده به امتحان ریاضی ترم یه پست جدید دادم!
| مثلث برمودا محلی است وهمانگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شدهاند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شدهاند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پارهای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد. |
|
موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »
این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.
منطقه وحشت
همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.
مشاهدات و گزارشات
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.
در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت میآید ... ما نمیتوانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل واقعه
علل فرضی طبیعی
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد.
ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار میدارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط میدهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و میتواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
داستانی عجیب
حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.
- آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل میکنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟
- آیا آنها میتوانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟
گذشته و آینده برمودا
به نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد.
- آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری میگیرد؟
- آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟
و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.
شنبه 1387/08/18
سلام!
منم و درس و مدرسه و امتحان و آزمون و کوئیز و .........
تمام موارد بالا دلیل بر فعالیت کم منه!
شاید این وبلاگم دربردارنده بیشتر خاطرات مهم زندگیم باشه
شنبه 1387/08/04
HTTP://WWW.LOSTWEB.TK
پنجشنبه 1387/07/18
3D
سلام، امروز یه موضوع جالب رو برای قرار دادن در وبلاگم گذاشتم، نمیدونم تابحال
راجع به تصاویر ۳ بعدی جادویی چیزی شنیدید یا نه به هر حال:
در مورد نوع اول عكسهای سه بعدی حرفی نداریم. چون اولا همه دیدین و با برنامههای معروفی مثل «3D Studio»، «Maya»، یا حتی برنامههای سادهای مثل «Cool 3D» میشه تصاویر سه بعدی ساده درست كرد.
ایندفعه میخوایم در مورد جفت عكسهای سه بعدی صحبت كنیم. اولش ممكنه فكر كنید كه این عكسهایی كه كنار هم قرار گرفته كاملا مثل هم هستن، ولی در اصل یك كم با هم تفاوت دارن. همین تفاوتشونه كه باعث میشه وقتی درست بهشون نگاه كنید سه بعدی دیده بشن.
:: روشهای دیدن تصاویر سهبعدی ::
میشهگفت مهمترین قسمت كار همینه، یعنی اگه تونستید تصاویر رو ببینید كه هیچی، كلی كیف میكنید. اگه نتونستید ببینید هم دوباره سعی كنین. راستش من خودم اولش اصلا نمیتونستم ببینم. ولی یخورده تلاش كردم و بالاخره تونستم. راستش رو بخواین ممكنه بار اول یه 5 تا 10 دقیقهای زحمت داشته باشه تا بتونید چشمتون رو عادت بدین كه تصاویر رو ببینه. ولی بعدش راحت میشین. و دیگه هر تصویری بزارن جلوتون میتونید ببینیدش.
اگه میخواین با این تصاویر لذت ببرین اول این روشها كه میگم رو بخونید و بعد شروع كنید به دیدن.
اینجا داخل پرانتز یه چیزی بگم، یه اشكالی كه ما ایرانیا داریم اینه كه یه دستگاه رو كه میخریم اول باهاش كار میكنیم و بعد میریم راهنمای كار یا دفترچش رو میبینیم و میخونیم. ولی در عوض ژاپونیا اول یه نیم ساعتی دفترچه دستگاه رو میخونن و بعد با دستگاه كار میكنن. (برای دلخوشی بزارین پای هوش زیادتر ایرانیا). اینجا هم همینطوره، خیلیها اول زور میزنن تصویر رو ببینن و بعد كه حسابی خسته شدن و حوصلشون سر رفت میان راهنما رو میخونن. دیگه حوصله هم نمونده و در نتیجه زودی ولش میكنن و بیخیالش میشن.
*«خیلی مهم»: توصیههای كلی برای دیدن تصاویر سه بعدی:
1- آقاجون اگه حوصله نداری بیخیال این تصاویر بشو. این كارها حوصله میخواد البته یك كم.
2- برای دیدن این تصاویر همیشه باید سر را راست نگه داشت. یعنی نباید نسبت به مانیتور زاویه داشته باشد.منظورم خم شدن سر به سمت راست یا چپه. به جلو و عقب خم كردن سر، تا جایی كه بتونید تصویر رو ببینید خیلی مهم نیست.
3- سعی كنید نور اطاق مناسب باشه. یعنی نور اطاق خیلی زیاد نباشه. مثلا اگه وسط ظهر، توی یه اطاق هستین كه نور زیادی از پنجره میاد تو، بهتره یك كم اطاق رو تاریك كنید. (پردهها رو بكشین) یا صبر كنید هوا تاریك بشه. در كل بهتره تصاویر مانیتور درخشان و روشن باشه.
4- نباید خسته باشین. مخصوصا اگه چشمهاتون خسته باشه، اصلا نمیتونید برای اولین بار این تصاویر رو ببینید. پس اگه بعد از یه روز خسته كننده شب رسیدین خونه خودتون رو زحمت ندین كه تصاویر رو ببینید.
5- حالت چشمتون عادی باشه. اگه عینكی هستین و برای دیدن مانیتور عینك میزنین، خوب عینكتون رو به چشمتون بزنید، اگه لنز میزارید، چشماتون رو مسلح كنید. خلاصه آقا هر كاری میكنید كه در حالت معمولی موقع كار با كامپیوتر میكنید اینجا هم بكنید.
6- نباید خیلی به مانیتور نزدیك بشین. در همون فاصلهای بشینید كه معمولا برای كار با كامپیوتر میشینید.
عكسهایی كه ایندفعه میبینید، به روش چشم ضربدری یا چشم متقاطع دیده میشه.
روش اول: چشمها متقاطع: به این روش «Cross Eye» میگن. خلاصه این مطلب اینه كه باید چشماتون رو لوچ كنید.
روش دیدن:
برای شروع از یك عكس ساده استفاده میكنیم.
1- اگه عینكی هستین، عینك بزنید.
2- سرتون رو نسبت به مانیتور صاف نگه دارین.
3- در فاصله معمولی نسبت به كامپیوتر بشینید .
4- انگشت اشاره یا یك مداد رو بصورت عمودی در فاصله بین مانیتور و چشمتون نگه دارین و به نوك انگشت یا مداد نگاه كنید.
اینطوری هنوز از پشت انگشت مانیتور و این تصویر دیده میشه، البته مات و مبهم. سعی كنید ببینید میتونید انگشتتون رو بردارین و حالت چشمتون بهم نخوره؟. یعنی بعد از برداشتن انگشت از جلوتون بازهم تصویر مانیتور رو همونطوری مات ببینید؟ میدونم یخورده سخته. ولی تلاش كنید، میشه. (لااقل ما كه به قول جناب لرد با آیكیو حدود «12» یعنی در حدود هوش یه مرغابی تونستیم ببینیم. شما كه دیگه...)
5- كافیه یك كم با چشماتون بازی كنید، مثل حالتی كه لوچ شدین و دارین دنیار رو سه چهارتا میبینید.
وقتی كه اینكار رو انجام دادین فقط به تصویر وسطی نگاه كنید كه حالا افتاده روی هم هر وقت تونستید این كار رو انجام بدین یعنی میتونید از این به بعد تصاویر رو درست ببیند.
7- اگه نتونستید شفاف ببینید، از مرحله 1 مجددا شروع كنید.
ممكنه توی این مراحل اولش یك كم چشمتون درد بگیره و فكر كنید كه چشماتون داره لوچ میشه یا حتی ممكنه كور بشین، ولی باور نكنید. درد گرفتن چشمتون هم به دلیل اینه كه شما همیشه عادت كردین به هر چیزی توی فاصلهی خودش نگاه كنید و خیلی راحت نیست كه به یه چیزی كه توی فاصله دور (صفحه مانیتور) قرار داره مثل یه چیز كه در فاصله نزدیك قرار داره (انگشت یا مدادی كه بین خودتون و مانیتور قرار داده بودین) نگاه كرد.
هر وقت تونستید این عكسها رو سه تا ببینید، برین به عكسهای زیر نگاه كنید كه خیلی حال میده.







پنجشنبه 1387/06/28
LOST!
سلام! امروز میخوام یه سریال رو معرفی کنم که یکی از اعتیاد آورترین سریال های قرن
شناخته شده! این سریال آمریکائی که اسمش Lost ، حکایت مسافران هواپیمای
اوشینگ 815 که در جزیره ای سقوط میکند، در شب اول صداهای عجیبی از درون جنگل
به گوش میرسد که فیلم را وارد مرحله جدیدی میکند، به گفته تهیه کنندگان این سریال
اساس این فیلم بر معما بنا شده به طوری که در هر لحظه کنجکاوی بیننده را بر می انگیزد.
برای خرید پستی (دریافت پول درب منزل) ، تضمین میکنم پشیمون نمیشید!![]()


و حالا تجربه شخصی من، پس از خرید 4 سیزن کامل آن به صورت DVD با کیفیتی عالی
که شامل 22 DVD میشد، که هر DVD حاوی 4 قسمت از سریال بود، این سریال به قدری
جذاب بود که در لحظه تماشای آن زمان به صفر میرسید و اگر 10 ساعت مدام مشغول
تماشای آن میشدید گذشت زمان را احساس نمیکردید! از ویژگی های این فیلم این میباشد
که از هر قاره جهان حداقل یک بازیگر وجود دارد، از قاره آسیا شخصی عراقی( در واقع هندی)
به نام سعید، به هر حال پیشنهاد میکنم حتما این سریال را ببینید، فقط کافیست قسمت اول
آن را ببینید و بس!


چهارشنبه 1387/05/30
نوزادی با 3 دست
- این هم تصویر شیرخواری با سه دست : فتوشاپی نیست ، خبر را میتوانید در اینجا بخوانید. هیچ کدام از دستهای چپ این بچه متأسفانه عملکرد ندارند.

